تو با اغیار پیش چشم من می‌در سبو کردی

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم

چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم


چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو

به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم


خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر

من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم


فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را

زحال گریه پنهان حکایت با سبو کردم


فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو

سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم


صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را

ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم


ملول از ناله بلبل مباش ای باغبان رفتم

حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم


تو با اغیار پیش چشم من می‌در سبو کردی

من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم


حراج عشق وتاراج جوانی وحشت پیری

در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم


ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدن‌ها

که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم

منبع : ستاره

/ 3 نظر / 164 بازدید
syahbaatr

خوب بود. یه کم از خودتم بنویس

acharfaranseh

فروش دنبال کننده ولایک پرشین بلاگ برای سفارش به شماره زیر پیامک دهید09393305396 اینبار شما اول باشید

mnicnam

❤🌹🌹🌹❤🌸🌸🌸❤